پان آرت - نشریه جامعه ی هنری ایرانیان
مجله علمی پژوهشی هنر

جایگاه آموزش در هنر

مصاحبه با استاد کامبیز حضرت پور در خصوص جایگاه آموزش در هنر

0 59

جایگاه آموزش در هنر

 مجله هنری پان آرت امروز سراغ استاد کامبیز حضرت‌پور(طراح، نقاش، گرافیست و مدرس دانشگاه) رفته و باری دیگر می خواهد با یکی از هنرمندان عزیز این سرزمین گفت و گویی داشته باشد.به شما خواننده همیشگی مجله پان آرت پیشنهاد می شود که این مصاحبه جذاب را از دست ندهید.آموزش درهنر

استاد حضرت پور لطفا از خودتان بگویید.

من کامبیز حضرت‌پور،طراح، نقاش، گرافیست، مدرس دانشگاه، متولد سال 1351و دانش‌آموخته دانشگاه هنر هستم.

طی این سالها فعالیت های گوناگونی در زمینه هنر داشته ام که در ادامه بیشتر صحبت خواهم کرد.

چگونه به هنر علاقه مند شدید؟

  جواب به این سوال که از چه زمان علاقه مند به هنر شدم کاملا کلیشه ای است. از همان بچگی طراحی خوبی داشتم و کم کم در این زمینه پرورش پیدا کردم.

اما به طور حرفه ای از دوران دانشگاه فعالیت های خود را آغاز کردم. من علاوه بر آموزش هنر، نقاشی و طراحی انجام داده ام  که در من طراحی پررنگ ترین عنصر است.آموزش درهنر

در حال حاضر چه فعالیتی انجام می دهید؟

در کنار تدریس، سالهاست که طراحی و نقاشی را به طور جدی دنبال می کنم.

در این دو سه سال اخیر هم دو نمایشگاه انفرادی تحت عنوان؛ مرثیه ای برای نیکان و دنیای نامیرا  و تعداد زیادی نمایشگاه گروهی دیگر برگزار کرده ام. 

آیا لازم است هر اثری، هویت مخصوص به خودش را داشته باشد و ردپایی از اثر ایرانی از خود به جای گذاشته باشد؟ مثلا هنرمندی می گفت: من همیشه در آثارم از خطاطی استفاده می کنم که این باعث می شود هم این اثر مخصوص به من باشد و هم ایرانی بودن آن هویدا خواهد بود.

اگر بخواهم راجع به چیزهایی که در این باره گفته شد فکر کنم، باید بگویم به نظر من آن موردی که در سوال توسط دوستمان مطرح شد، همواره الزام نیست.

حال ممکن است برای بعضی از آرتیست ها ارائه آن فضا، با یک هویت مخصوص، اهمیت داشته باشد.

علی رغم اینکه من دانش نسبتا خوبی راجع به فرهنگ و هنرمان دارم و آثار دوران مختلف هنریمان را می شناسم، اما به نظر من الزام نیست.آموزش درهنر

از نظر من امر آموزش هنر مهم است که ما در این مورد شکاف های عمیقی داریم. آموزش هنر در ایران به لحاظ قدمت و پیشینه سابقه چندانی ندارد.

مثلا کم تر از یک صد سال است که زمان زیادی نیست. همیشه چالش هایی درون آن وجود داشته و متاسفانه  اکنون مشکلاتش بیشتر شده که این را می توان در خروجی دانشگاه ها و آموزشگاه هایمان مشاهده کرد.

هرقدر می گذرد دانش آرتیست هایمان کم تر می شود و کیفیت آثارشان پایین تر می آید و فکر می‌کنم ما نیازمند یک سری اصول و قواعد تدوین شده در آموزش هنر هستیم؛ که سلیقه ای و شخصی نباشد.

همه جای دنیا اصولی تدوین شده که طبق آن عمل می کنند.

در امر آموزش هنر در دانشگاه هایمان آن چارتی که برای تدریس تعریف شده کهنه و برای دوران قبل است که متناسب با مقتضیات جامعه پیش نمی رود و ما به طور جدی نیازمند یک آموزش کارآمدتر هستیم.

هرقدر می گذرد دانش آرتیست هایمان کم تر می شود و کیفیت آثارشان پایین تر می آید

نمی توان گفت کسی که آرتیست خوبی است آموزش دهنده خوبی هم است و بالعکس. پس هنگامی می گوییم یک آموزش کارآمد بوده که وقتی به هنرمندی آموزش داده می شود بتوان خروجی خوب و معقولی از آن گرفت.

اما در دانشگاه ها، ما همچین چیزی نمی بینیم. بنابراین اتفاق مهم در عرصه هنر، آموزش است. ما باید ببینیم که سیستم های آموزش نوین در دنیا چگونه است.

چند درصد از هنرمندان ما با این سیستم آشنایی دارند. که خود این مسئله بسیار مهم است و من شک دارم هنرمندان ما این متد نوین آموزشی را بشناسند.آموزش درهنر ما در اینجا باید به دو چیز توجه کنیم؛ ابتدا شناخت این متدها و دوم آن متدها در ارتباط با آیتم های هنر و آموزش های هنری چگونه باید تدوین شود.

هنگامی که نگاه می کنیم آرتیست های دنیا با وجود سن کم آثار بسیار خوبی را ارائه می دهند، فقط محصول تجربه های فردی آنها نیست بلکه بخش عمده آن مرهون وجود آموزشی عالی در پس پرده می باشد.

آموزشی که باعث می شود فاصله آن آزمون و خطاهای فردی کاسته شود. بنابراین ما نیازمند نیروی متخصص هستیم تا بتوانیم خروجی خوبی بدهیم.Mosahebe-ostad-hazratpor-7

 در جامعه ما آرتیست های فراوانی در حال فعالیت هستند ولی با وجود توانمندی و شایستگی ها در این زمینه شرایط زندگی خوبی ندارند و مسایل مالی مسائل ذهنی آنها است.

این نشان می دهد که فروش اثر در ایران، آن توانمندی های لازم را پیدا نکرده تا بتوانند از ماحصل دست رنج های خود استفاده کنند و این از مواردی است که باید بسیار برای رفع آن وقت گذاشت و نیازمند تعامل با دیگر مشاغل جامعه دارد.

در اینجا ما باید یک پویش علمی برپا کنیم و از طریق ارتباطات جمعی و رسانه ها این حوزه را از ایستا بودن خارج کنیم.

من در اکثر کلاس ها به دانشجویانم می گویم:

کتاب های طراحی را به صورت پی دی اف می توانید به راحتی در انواع سایت ها دانلود کنید.

صرف نظر از اینکه سوژه چیست؛ همه آن ها یک اصول و قواعد کلی دارند. اما ما در اینجا آنقدر سلیقه ای نسبت به همه چیز برخورد می کنیم، خصوصا در آموزش هنر که باعث می شود در خیلی مسائل به بیراهه کشیده شویم.

یعنی آن اصول را، به صورت اصولی و قواعد مربوط به آن آموزش نمی دهند؟

اصلا! زیرا ما خودمان هم بلد نیستیم و به ما هم کسی اصولی یاد نداده است. این باید از یک جایی تدوین شود.

از کجا می تواند تدوین شود؟

دقیقا به همان فضایی که اشاره کردم. شما می گویید که این را به شکل یک اتفاق سازمان یافته تدوین کنیم و این تدوین می تواند در رابطه با آموزش هنر در آیتم های مختلف باشد.Mosahebe-ostad-hazratpor-5

پس با این حساب امر آموزش می تواند راه درستی باشد؟

بله زیرا که آموزش به طور کلی مسیر درستی است. ممکن است در جاهایی براساس شرایط پول ساز نباشد اما مسیر اشتباهی نیست.

اما از نظر من آموزش در ایران دیگر غلط است؛ زیرا  در دانشگاه ها، دانشجویان برای کار کردن نیامده اند و در واقع می آیند تا وقت کشی کنند و فضا، فضایی شبیه به یک دورهمی است؛ و من هم در مقام استاد باید بازخورد کارم را ببینم و یا این طرف داستان بازخورد مالی بگیرم که جفتش اتفاق نمی افتد. پس با خود می گویم دیگر برای من کار نمی کند حتی اگر هم آموزش دهنده خوبی باشم!آموزش درهنر

کار در رشته های هنری روی شخصیت فرد ثاثیر می گذارد؟

قبل از پاسخ به این سوال می خواهم خاطره ای برایتان تعریف کنم. سالها پیش در یک دفتر تبلیغاتی بزرگ آقایی را دیدم که اسمشان خاطرم نیست؛ مدیر داخلی آنجا بودند و سنشان از من  بیشتر بود. روزی داشتیم با هم صحبت می کردیم که خطاب به من گفت:

شما هنرمندان آدم های احساساتی هستید و من در جواب گفتم: بگذارید جمله شما را اصلاح کنم.

ما آرتیست ها افرادی حساس نسبت به عوامل محیطی هستیم  و این با احساساتی بودن تفاوت دارد. ما درمقایسه با افراد دیگر واکنش بیشتری نسبت به اطرافمان و جامعه نشان می دهیم .

دلیل اینکه شما در آثار هنرمندان، گوناگونی فراوانی می بینید این است که ما مسائل و پدیده های اطرافمان را با دقت بیشتری می بینیم.

مثلا وقتی یک اتفاقی رخ می دهد؛ هر آرتیست نسبت به آن اتفاق از خود، واکنش نشان می دهد اما خلق آثار و بروز هر یک، متفاوت از دیگری است.

پس یعنی شخصیت هنرمند روی اثرش تاثیر می گذارد؟

در واقع همگام هستند و چه بسا ویژگی های شخصی و کاراکتری آن فرد بی تاثیر نخواهد بود

برنامه ها و فعالیت های آیندتان چیست؟

قاعدتا این است که کیفیت آثار با توجه به مسائل پیرامون ارتقا پیدا کند و درست دیدن پیرامون همراه با تکنیک های موجود هم پوشانی داشته باشند.آموزش درهنر

در آخر آقای حضرت پور پیشنهادی برای هنرمندان دارید؟

من پیشنهادم به هنرمندان این است که سعی کنند از قوانین و اصول هنر پیروی کنند و از علایق و سوگیری های شخصی کم تر بهره ببرند.

و درآخر تشکر می کنم از مجله هنری پان آرت برای این گفت و گو.

ارسال یک پاسخ